پرش به محتوا

صمیمی

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

خونگرم، خودمونی، بی‌تعارف؛ متضاد خشک و کم‌محلی.

واژه‌شناسی

[ویرایش]

صفت نسبی صمیم با ساختار فارسی بر وزن فعیلی

مشابهات

[ویرایش]
  • باصفا
  • بی‌تعارف
  • خودی
  • خونگرم
  • خودمونی
  • راحت
  • ندار

مشتقات

[ویرایش]

دوست صمیمی

رابطه صمیمی

صمیمیت

ناصمیمی

منابع

[ویرایش]
  • دائرةالمعارف جاوید

برگردان‌ها

[ویرایش]
ایتالیایی

صفت

[ویرایش]

cordiale

intimo

صفت

[ویرایش]

leale

انگلیسی
wholeheartedly