طلب

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(طِ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

صفت[ویرایش]

  1. مرد خواهان زنان.
  2. زن خواستة مرد، معشوق ؛

جمع[ویرایش]

  1. اطلاب، طلبه.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(طُ)

ریشه‌شناسی[ویرایش]

مصدر متعدی[ویرایش]

  1. خواستن.

(اِم

اسم[ویرایش]

  1. گروه طلب کنندگان.
  2. گروهی که در یک جا جمع شده باشند.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(طَ لَ)

ریشه‌شناسی[ویرایش]

صفت[ویرایش]

  1. خواست، خواهش.
  2. در فارسی پولی که به عنوان قرض به کسی داده باشند.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

  • انگلیسی:seek
  1. ‍‍

عربی[ویرایش]

انگلیسی
quest