عادی

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

(ص نسب.)

  1. منسوب به عادت ؛ آن چه که به آن عادت کرده باشند.
  2. در فارسی به معنای معمولی، پیش پا افتاده.
  3. عادی در عربی به صورت عادّی نوشته میشود ولی در فارسی به علت رسم الخط رایج زبان فارسی از گذاشتن تشدید(‌ّ) خودداری میکنیم.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین
  1. متجاوز، ستمگر.
  2. دشمن.

جمع[ویرایش]

  1. عدات.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

عربی[ویرایش]

(اِ

برگردان‌ها[ویرایش]

ایتالیایی

صفت[ویرایش]

solito

abituale

صفت[ویرایش]

tipico

انگلیسی
workaday