عروسک

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(عَ سَ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

(اِمصغ.)

  1. بازیچه‌ای به شکل انسان (یا حیوان)
  2. جهت سرگرمی و بازی کودکان.
  3. مجازاً: دختر یا زنی زیبا و بسیار ظریف. ؛~ گردانی نمایش‌های عروسکی که در آن عروسک‌ها را به وسیلة نخ‌هایی به حرکت درمی آورند. ؛~ خیمه شب بازی کنایه از: شخص بی اراده که گوش به فرمان دیگران دارد.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

ایتالیایی

اسم[ویرایش]

bambola

اسم[ویرایش]

pupazzo

انگلیسی
toy