پرش به محتوا

عزل

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • عربی

آوایش

[ویرایش]
  • /عَزْل/

اسم مصدر

[ویرایش]

عزل

  1. از کار بر کنار شدن، برکناری.
  2. بر کنار کردن، بر کنار کردن کسی از کاری. از کار بازداشتن.
  3. (قدیم): شغل دیوانی نداشتن، بیکاری.
  4. (فقه): هنگام نزدیکی، ریختن منی در خارج از رحم زن.



ترجمه

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین