عزل
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- عربی
آوایش
[ویرایش]- /عَزْل/
اسم مصدر
[ویرایش]عزل
- از کار بر کنار شدن، برکناری.
- بر کنار کردن، بر کنار کردن کسی از کاری. از کار بازداشتن.
- (قدیم): شغل دیوانی نداشتن، بیکاری.
- (فقه): هنگام نزدیکی، ریختن منی در خارج از رحم زن.
| ترجمه | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ||||||||
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین