غاز

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. نیاز، حاجت.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین
  1. مرغی است شبیه مرغابی امابزرگ تر از آن با گردنی دراز و وزنی حدود ۱۲ کیلوگرم که مانند مرغابی و اردک غذایش را در آب جستجو می‌کند. ؛ ~ چراندن کنایه از: بر اثر بیکاری وقت خود را بیهوده تلف کردن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین
  1. کوچک ترین واحد پول در عهد قاجاریه.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین
  1. چاک، شکاف.
  2. پنبه، وصله.
  3. پنبة حلاجی شده.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

اسم[ویرایش]

  1. غاز

برگردان‌ها[ویرایش]

ایتالیایی

اسم[ویرایش]

oca

انگلیسی
wigeon