پرش به محتوا

غال

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • دهش‌شده به عربی: قال

آوایش

[ویرایش]
  • /غال/

بن‌واژه بهاری

[ویرایش]

غال

  1. متراذف بمان، تشریف داشته باش در فارسی، زمانی صرف میگرد. که از مهمان درخواست نشست یا اقامت بیشتر داشته باشی.
    غال دا، هارَع گِدِرَین؟
    بمان دیگه، کجا میروی؟

اسم

[ویرایش]
  1. غار، شکاف کوه.
  2. جای خواب گوسفندان در کوه.
  3. سوراخی در زمین که جانورانی مانند روباه و شغال در آن زندگی می‌کنند.
  4. خانه، منزل.
  5. آشیانه زنبور.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ شمس/ فرهنگ لغت معین