غمزه

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

(غَ زِ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

  1. غمزة

مصدر لازم[ویرایش]

  1. یک بار با چشم یا ابرو اشاره کردن.

(اِم

صفت[ویرایش]

  1. اشاره با چشم و ابرو.
  2. پلک زدن از روی ناز و کرشمه.
  3. چال روی گونه.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین
  1. واژه عربی به معنی حرکت چشم و مژه از روی ناز.

«آینه‌ات دانی چرا غماز نیست؟ - چون که زنگار از رخش ممتاز نیست» -مولوی

  1. و به معنی چشم برهم‌زدن نیز هست:

«نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت - به غمزه مسئله‌آموز صد مدرس شد» (حافظ در وصف پیامبر اسلام)

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
coquetry