فال
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- گیرششده از بهاری: فٰال
آوایش
[ویرایش]- /فال
اسم
[ویرایش]فال
- پیش بینی، پیش گویی. بخت، طال.
- هرچیزی که با آن فال بگیرند.
- قسمتهای مساوی از یک چیز، مانند برشهای یک اندازه از خربزه، گردو و مانند آنها. بخش کوچک از یک چیز.
استعاره
[ویرایش]- هم فال و تماشا کنایه از: هم کار و هم سرگرمی.
| ترجمه | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ||||||||
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین