فراش

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

(فِ)

عربی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. بستر، رختخواب، هر چیز گستردنی.
  2. هم

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

  1. تجدید ~کردن دوباره زن گرفتن، زن دیگر خواستن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(فَ رّ)

ریشه‌شناسی[ویرایش]

صفت[ویرایش]

  1. گسترندة فرش.
  2. در فارسی به معنی پیشخدمت، خدمتکار.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
peon