پرش به محتوا

فشنگ

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه شناسی

[ویرایش]
  • پهلوی

آوایش

[ویرایش]
  • [فِش/اَنگ]

صفت

[ویرایش]

فشنگ

  1. گلوله یا گولّه
  2. فِش به باور عامیانه کهن صدای مار در هنگام حمله است گاهی ادژها فش در شاهنامه نیز ملاحظه می‌شود.
    کی اژدها فش بیامد چود باد ..... کلاه کیی به سر برنهاد

آوایش

[ویرایش]
  • [فَ یا فِ]

اسم

[ویرایش]
  1. لولة فلزی کوتاه حاوی باروت، چاشنی و گلوله.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها

[ویرایش]
  • ایتالیایی:

اسم