فنومن

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

(فِ نُ مِ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. آنچه که به وسیلة حواس یا ضمیر انسان درک شود.
  2. امر طبیعی، پدیده، نمود.
  3. امری غیر عادی و نادر.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین