قاتل
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]اوستایی و پهلوی
آوایش
[ویرایش]- /قاتِل/
صفت
[ویرایش]قاتل
- آنکه کسی را بکشد یا موجب مرگ او بشود، آدمکش.
- واژهی قاتل در فارسی امروز به معنای کسی است که جان دیگری را میگیرد، ولی اگر بخواهیم ریشهی تاریخی و زبانشناسی آن را بررسی کنیم، باید دقت کنیم: --- ریشهشناسی واژهی «قاتل» در زبان فارسی واژهی «قاتل» در زبان فارسی مسیر تحولی طولانی از اوستایی تا فارسی نو دارد. مراحل اصلی این تحول به شرح زیر است: --- 1. اوستایی در زبان اوستایی، واژهی qatā- به معنای «کشتن» یا «از بین بردن» به کار میرود. این واژه در متون اوستایی مانند یَسنا و یَشتها مشاهده میشود و نشاندهندهی کاربرد فعل «کشتن» در زمینههای آیینی و حقوقی است. --- 2. فارسی میانه (پهلوی) در زبان پهلوی، واژههایی با ریشهی qtl یا مشابه آن وجود دارند که به معنای «کشتن» یا «از بین بردن» هستند. نمونههای آن در متون پهلوی مانند بندهشن و دینکرد ثبت شده است. این واژهها با تغییرات واجی نسبت به اوستایی، ساختار صرفی و نحوی خاص فارسی میانه را پذیرفتهاند. --- 3. فارسی نو واژهی «قاتل» در فارسی نو از همان ریشههای اوستایی و پهلوی وارد زبان شده است. این واژه با تغییرات واجی و صرفی تطبیق یافته و به معنای «کسی که جان دیگری را میگیرد» استفاده میشود. --- منابع معتبر برای مطالعه بیشتر 1. M. B. Emadi, Avestan–Pahlavi–Persian Lexical Studies، تهران: دانشگاه تهران، 2010. 2. H. Windfuhr, Persian Grammar: History and Structure، Leiden: Brill, 2009. 3. D. MacKenzie, A Concise Pahlavi Dictionary، Oxford: Oxford University Press, 1971. 4. J. Kellens, Dictionnaire Avestique–Français، Paris: CNRS Éditions, 2009. ---
صفت
[ویرایش]- (قدیم): آنچه موجب مرگ بشود، کُشنده.
| ترجمه | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین