پرش به محتوا

قال

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • گیرش‌شده از بهاری: غال

آوایش

[ویرایش]
  • /قال/

اسم مصدر

[ویرایش]

قال

  1. (گفتگو): بحث و گفتگو، حرف، سخن، گفتار.
  2. (گفتگو): سر و صدا، شلوغی و هیاهو،
  3. (تصوف): مباحثه در علوم ظاهری مانند فقه و حدیث، نقابل حال.

استعاره

[ویرایش]
  1. قال و قول گفتن: هیاهو، قال و قیل.
  2. قال و قیل: هیاهو، سرو صدا.
  3. قال و مقال: گفتگو، همهمه.
  4. قال چیزی را کندن: کنایه از: تمام کردن، به پایان رساندن.
  5. قال گذاشتن: بیهوده منتظر گذاشتن.



ترجمه

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین