قباق

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

(قَ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. قپا

قید[ویرایش]

  1. قپ

قید[ویرایش]

  1. قب

قید[ویرایش]

  1. قاپوق: چوبی بلند و عظیم که در میان میدان‌ها نصب کنند و بر فراز آن حلقه‌ای از طلا یا نقره وضع نمایند و سواران از یک جانب میدان اسب دوانیده به پای قباق که رسند همچنان که اسب در دویدن است تیر در کمان نهاده حوالة حلقه کنند و هرکس که آن حلقه را بهتر زند حلقه از آن او باشد.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین