لور

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. مادة پنیری که از شیر بریده حاصل شود، چون آب شیر را که مایع پنیر زده باشند و آب آن خارج شده، بجوشانند مایعی سفیدرنگ مانند پنیر به دست می‌آید که آن را لور گویند.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین
  1. کمان حلاجی، کمان پنبه زنی.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین
  1. شوخی، بی حیایی.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

اسم[ویرایش]

  1. سیل، سیلاب.
  2. زمینی که آن را سیلاب کنده باشد.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین