پرش به محتوا

لوکه

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

(کِ یا کَ)

  1. آرد (مطقاً)
  1. آردی که از گندم و نخود بریان شده به دست آید؛ آرد پست.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین

(~.)

اسم صوت

[ویرایش]
  1. آواز و نالة گربه و سگ.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین

(~.)

اسم

[ویرایش]
  1. پنبه که پنبه دانه را از آن جدا کرده باشند و هنوز حلاجی نشده باشد.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین
لوکَّ روفتَ=جمع شده به این شکل (در تصویر) #

فارسی (گویش نیشابوری

[ویرایش]
  1. لوکَّ

فعل

[ویرایش]
  1. جمع کردن،به شکل بقچه درآوردن،

آوایش

[ویرایش]
  • [Loo Kka]

منابع

[ویرایش]
  1. فرهنگ واژگان گویش نیشابور