مذهب
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- عربی
آوایش
[ویرایش]- /مَذهَب/
اسم
[ویرایش]مذهب (ادیان)
صفت
[ویرایش]مُذَهَّب
- تذهیب شده؛ زر اندود شده، یا زردوزی شده.
- دو سه نفر از وجوه برجسته بودند که اجازه داشتند بر اسب خود دهانه و یراق مُذَهّب یعنی طلا بزنند. «خداوند الموت»
| ترجمه | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین