معنا

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

(مَ)برخی معنا را با مفهوم یکی دانسته و بعضی معنا را با مصداق خلط نموده‌اند. گروهی معنا را از مصداق و واقع متمایز ندیده‌اند و دسته‌ای نیز آن را رابطه‌ای میان لفظ و واقع پنداشته‌اند. چه اینکه دیگر عده، آثار و کاربرد معنا را با خودِ آن یکی انگاشته‌اند. تفکیک معنا از مفهوم و مصداق و واقع، و تفکیک هر کدام از یکدیگر از دغدغه‌‌های اساسی این پژوهش به شمار می‌رود. معنا همانی است که مفهوم از آن حکایت می‌کند و مصداق بدان قید می‌زند و واقع به آن عینیت می‌بخشد و لفظ هم برای آن وضع می‌گردد. معنا اصل است و مفهوم و مصداق و واقع فرع آن و معنا بر همه آنها تقدم رتبی دارد

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

  1. معنی

اسم[ویرایش]

  1. مضمون، مفهوم.

جمع[ویرایش]

  1. معانی.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین