منقضی

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

مُ قَ

ریشه‌شناسی[ویرایش]

صفت[ویرایش]

  1. گذشته؛ سپری‌شونده؛ سپری‌شده.
  2. نابودگردیده.