پرش به محتوا

مکوک

از ویکی‌واژه

(مَ)

فارسی

[ویرایش]

ریشه‌شناسی

[ویرایش]

اسم

[ویرایش]
  1. مکو. ماکو:
  2. افزار جولاهگان که بدان جامه بافند.
  3. آلتی در چرخ خیاطی که ماسوره در میان آن جای دارد.
  4. طاسی که از آن آب خورند، طاسی که بالای آن تنگ و میانش گشاد باشد.
  5. واحدی در عراق قدیم معادل ۱۶ قفیز یا ۵ من.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین