نان
ظاهر

فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- اوستایی و پهلوی
آوایش
[ویرایش]- /نٰان/
اسم
[ویرایش]نان
- خمیر آرد گندم، جو، و مانند آنها که در تنور یا دستگاههای دیگر پخته شده معمولا همراه یا نان خورش خورده میشود.
- در ادامه، همان توضیحِ ریشهشناسی واژهٔ «نان» را بهصورت سامانمند و سپس فهرستِ منابع معتبر در پایان میآورم: --- ریشهشناسی واژهٔ «نان» نان (nān) در فارسیِ امروز از کهنترین واژههای خانوادهٔ زبانهای ایرانی است و در تمام دورههای زبان ایرانی (اوستایی، ایرانی باستان، پهلوی، فارسی نو) استمرار دارد. ۱) فارسی میانه (پهلوی) در پهلوی، صورتِ nān با همین معنا (خوراکِ آردیِ پخته) بهکار رفته است. برخی فرهنگها مانند مکنزی یاد میکنند که این واژه احتمالاً از صورتِ کهنتر nikān / nikan برگرفته شده که بازماندههایی از آن در برخی گویشهای ایرانی هم دیده میشود. ۲) اوستایی و ایرانی باستان در اوستایی و دیگر شاخههای ایرانی باستان صورتهای: nigan / nigân nagan / nagan- آمده است؛ این صورتها در اصل به معنای «خوراکِ پخته»، «نان»، یا «آرد پختهشده» هستند. بارتولمه و دیگر پژوهشگران آن را از ریشهای بسیار کهن در ایرانیِ باستان میدانند. ۳) سنسکریت (هند باستان) در سنسکریت صورتهایی مانند nāna / naná و همچنین ریشههای فعلی pag-/pak- و bhag- (به معنای «پختن»، «پختهشده»، «خوراک») دیده میشوند که از نظر تاریخی با ریشهٔ ایرانیِ *nag- «خوراک/پختن» همریشه دانسته شدهاند. مایرهوفر و ترنر این ارتباط را تأیید کردهاند. ۴) جمعبندی واژهٔ نان بازماندهٔ مستقیمِ یک ریشهٔ بسیار کهن ایرانیست که در اوستایی بهصورت nigan/nagan ظاهر شده، سپس در پهلوی به صورت nān درآمده و بدون تغییر اساسی به فارسی رسیده است. این ریشه در هر مرحله با معنای اصلی «خوراکِ پختهشده از آرد» یا «نان» همراه بوده و در تطبیق هندواروپایی نیز با ریشههای مرتبط با «پختن/خوراک» سنسکریت و دیگر زبانهای همخانواده مقایسه میشود. --- 📚 منابع معتبر (کتابی) اوستایی و ایرانیِ باستان 1. Bartholomae, Christian. Altiranisches Wörterbuch. 2. Hoffmann, Karl. Aufsätze zur Indoiranistik. 3. Humbach, Helmut. Avestische Laut- und Flexionslehre. 4. Mayrhofer, Manfred. Die Avestasprache im Rahmen des indogermanischen Sprachvergleichs. 5. Kent, Roland G. Old Persian: Grammar, Texts, Lexicon. 6. Bailey, Harold W. Dictionary of Khotan Saka. 7. Skjærvø, P. Oktor. An Introduction to Old Iranian. پهلوی / فارسی میانه 8. MacKenzie, D. N. A Concise Pahlavi Dictionary. 9. Nyberg, H. S. A Manual of Pahlavi. 10. Jamasp-Asana. Pahlavi Texts. 11. Henning, W. B. Selected Papers. 12. Tafazzoli, Ahmad. مقالات دربارهٔ زبان پهلوی. سنسکریت و هندواروپاییِ شرقی 13. Mayrhofer, Manfred. Etymologisches Wörterbuch des Altindoarischen (EWA). 14. Monier-Williams, M. Sanskrit-English Dictionary. 15. Turner, R. L. A Comparative Dictionary of the Indo-Aryan Languages. 16. Whitney, W. D. Roots, Verb-Forms and Primary Derivatives of the Sanskrit Language. هند و ایرانی / زبانشناسی تطبیقی 17. Meillet, Antoine. Études de linguistique iranienne. 18. Bürkert, Walter. Indo-Iranian Phonology. 19. Lubotsky, Alexander. A Rgvedic Word Concordance. 20. Grassmann, Hermann. Wörterbuch zum Rigveda. زبانهای ایرانی نو و گویشها 21. Morgenstierne, Georg. Etymological Vocabulary of the Shina Language. 22. Morgenstierne, Georg. Indo-Iranian Frontier Languages, vols. 1–4. 23. Stilo, Donald (ed.). Compendium Linguarum Iranicarum. 24. Razmjou et al. Farhang-e Goyeshi-ye Zabanhā-ye Irani. هندواروپایی عمومی 25. Pokorny, Julius. Indogermanisches Etymologisches Wörterbuch (IEW). 26. Beekes, R. S. P. Comparative Indo-European Linguistics. 27. Fortson, Benjamin W. Indo-European Language and Culture. ---
واژههای مشتق شده
[ویرایش]نان
| ترجمه | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
| ||||||
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین