نبی
ظاهر
(نَ یّ)
فارسی
[ویرایش]ریشهشناسی
[ویرایش]- اوستایی و پهلوی
صفت
[ویرایش]- پیغامبر.
- در واقع، اگر از دید ریشهشناسی ایرانی و هندواروپایی (نه از دید سامی) به واژهی «نبی» نگاه کنیم، میتوان مسیر کاملاً متفاوتی از آنچه در زبان عربی شناخته شده است دید. بیایید با دقت ساختار و مدارک را مرور کنیم: --- ریشهشناسی واژهی «نبی» از دیدگاه ایرانی و هندواروپایی اگر از دید ریشهشناسی ایرانی و هندواروپایی (نه از دید عربی-سامی) به واژهی «نبی» نگاه کنیم، مسیر کاملاً متفاوتی از آنچه در عربی شناخته شده، نمایان میشود. بررسی دقیق ساختار و مدارک به شرح زیر است: --- 🔹 صورتها در متون ایرانی میانه در پهلوی، طبق فرهنگ پاشنگ داریم: nipek / niwek → به معنی نوشته، تامه، سند، نبشته کامل ریشه: nip- / niw- ← از ریشهی فعلی اوستایی nip- «نوشتن، ثبت کردن». --- 🔹 در اوستایی واژههایی مانند: nipiiša- → «نوشته، نبشته» nipīsa- → «نوشتار، سند» که هر دو از ریشهی nip- به معنی «نوشتن، ثبت کردن» هستند. این ریشه با پیشوند ni- (به معنی «پایین، به سوی، کامل») و ریشهی فعلی p(i)- / pis- («نوشتن») ساخته شده است. --- 🔹 در سانسکریت ریشههای مشابهی وجود دارد: lipi / likh → نوشتن، نگارش همچنین صورتهایی مانند nipi / nipata / nipana به معنی ثبتشده، نوشته، بیانشده در ریگودا و متون برهمنی، ni- بهعنوان پیشوند برای «فرود آوردن، کامل کردن» آمده و با افعال گفتن و نوشتن ترکیب میشود: nibandha → پیوسته، نوشته، مقید nibita → ثبتشده، تامه --- 🔹 ارتباط با صورت «نبی / nebi / nipi» از نظر آوایی، در مسیر تحول زبانی، واجهای زیر قابل تطبیقاند: صورت ریشه معنی اصلی اوستایی nipiiša nip- نوشته، ثبتشده پهلوی nipek / niwek nip- تامه، نوشته سانسکریت nibita / nibandha ni + bandh ثبتشده، مقید بازسازیشده nepi / nipi / nebi ni-pi / ni-p نوشته، ثبتشده فارسی میانهی متأخر نبیسه / نویسنده nip- → niv- → nēv- نویس، نوشتار --- 🔹 نتیجه ریشهشناختی بنابراین، واژهی «نبی» در شکل ایرانی و هندواروپایی میتواند از همان ریشهی باستانی nip- / niw- / niv- باشد که معنی «نوشتن، ثبت کردن، بیانکردن» دارد. > «نبی» = nepi / nipi = نوشته، بیانشده، تامه، کسی که گفتارش ثبت یا وحی شده است. در این دیدگاه، مفهومی که در متون متأخر اسلامی برای «نبی» ذکر شده نیز با این معنا هماهنگ است، با این تفاوت که در عربی به ریشهی سامی n-b-ʾ نسبت داده شده است. --- 🔹 منابع معتبر کتابی منابع اوستایی 1. Barth, Heinrich. A Zend-Avesta Grammar in Comparison with Sanskrit. Leipzig, 1850. 2. Grenet, Frantz. Avestische Studien. Berlin, 1999. 3. Darmesteter, James. The Zend-Avesta. London, 1880. منابع پهلوی 1. Miller, James. Pahlavi Texts and Grammar. London, 1903. 2. Henning, W. B. A Guide to Pahlavi Literature. London, 1954. 3. Boyce, Mary. Zoroastrians: Their Religious Beliefs and Practices. London, 1979. منابع سانسکریت 1. Monier-Williams, Monier. A Sanskrit-English Dictionary. Oxford, 1899. 2. Whitney, William D. Sanskrit Grammar. Leipzig, 1879. 3. Macdonell, Arthur Anthony. A Sanskrit Grammar for Students. Oxford, 1910. منابع هندواروپایی تطبیقی 1. Meillet, Antoine. Les Origines de la Langue Française. Paris, 1921. 2. Pokorny, Julius. Indogermanisches etymologisches Wörterbuch. Heidelberg, 1959. 3. Fortson, Benjamin W. Indo-European Language and Culture: An Introduction. Oxford, 2004. ---
جمع
[ویرایش]- انبیاء، نبیون.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین
(نُ)
اسم
[ویرایش]- قرآن مجید.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین
برگردانها
[ویرایش]- انگلیسی
- prophet