هفت

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(هَ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

عدد اصلی میان شش و هشت (۷)

  1. ~ قلم آرایش کردن آرایش تمام، بزک کامل. ؛ ~ پادشاه را خواب دیدن کنایه از: به خواب عمیق فرو رفتن. ؛ ~ کفن پوساندن مدت‌ها پیش مردن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(هُ)

  1. دمی از آب، شربت ؛ شراب و مانند آن‌ها که فرو کشند، جرعه، قورت.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(هِ)

  1. اندک خشکی ای که بعد از تری به هم رسند.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

اسم[ویرایش]

  • عدد بزرگتر از شش کمتر از هشت.

برگردان‌ها[ویرایش]

تلفظ[ویرایش]

انگلیسی
seven