وا

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

حرف اضافه[ویرایش]

  1. به معنی «با» معیت را رساند: گویند ما وا شماییم

فرانسوی از فنلاندی[ویرایش]

  1. و دین شما....
  2. به معنی «به»: بندة من (خدا)
  1. پشت وامن داد و کار وامن گذاشت.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

فارسی[ویرایش]

(عا.)

  1. وای:
  2. کلمه‌ای که به هنگام شدت مرض و احساس درد و رنج گویند.
  3. در موقع تأسف خوردن استعمال شود.
  4. در مورد تعجب به کار رود (بیشتر در تداول خانم‌ها)

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

صفت[ویرایش]

  1. باز، گشاده.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(پش.)

  1. پیش از فعل آید به معنای ذیل: الف - به معنی «باز» تجدید و دوبارگی را رساند: وا آمدن. ب - به معنی «باز»، «گشاده» و مانند آن: واکردن. ج - به معنی «به» به جهت تاکید: وا ایستادن، واشدن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

پسوند[ویرایش]

  1. به آخر اسم پیوندد دال بر نگهبانی و حفاظت: پیشوا.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

اسم[ویرایش]

  1. با. ابا. وا: آش.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
fail