وجه

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

(وَ)جه

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. روی، چهره.
  2. طریقه، جهت.
  3. پول.

جمع[ویرایش]

  1. وجوه.
  2. ذات، شخ

صفت[ویرایش]

  1. قصد، نیت.
  2. دلیل، سبب. ؛ ~ ضمان پول (یا مالی)
  1. که برای ضمانت می‌سپارند. ؛~ ِ مصالحه آن چه برای برقراری صلح میان دو طرف مورد معامله قرار می‌گیرد.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

اسم[ویرایش]

وجه (جمع وجه‌ها)

(وَجه)

  1. روی هر چیزی
  2. در هندسه: به هر رویه ی چند وجهی، وجه می گویند.

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
payment