ژاله

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(لِ)

سنسکریت[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. شبنم.
  2. تگرگ.
  3. باران.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

فارسی[ویرایش]

(~.)

اسم[ویرایش]

  1. چند قطعه چوب و تخته که به خیک‌های باد کرده بندند و در آب اندازند و روی آن نشینند و از آب گذر کنند؛ جاله.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین
  1. شبنم ، قطره های آب حاصل از تقطیر مه صبحگاه یا رطوبت هوا، که بر برگها و گلها می نشیند.
  2. نام دختر.

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
frost