کاک

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

ریشه شناسی[ویرایش]

  • فارسی

آوایش[ویرایش]

  • [کاک]

اسم[ویرایش]

  1. نانی که از آرد خشکه با روغن و شیر پزند.
  2. سر زبان، نوک زبان.
  3. مرد.
  4. مردمک چشم.
  5. هر چیز خشکیده و باریک.
  6. میان تهی.

ریشه شناسی۲[ویرایش]

  • عیلامی

اسم[ویرایش]

  1. از خدایان مردم عیلام باستان توصیف شده و کاک کیروا اصطلاح دیگری است که جزء اول آن به نام خدای کاک مزیین است.

منابع[ویرایش]

––––

برگردان‌ها[ویرایش]