کنیز

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

فارسی[ویرایش]

(کَ)

اسم[ویرایش]

  1. بردة زن، خدمتکار زن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین
  1. کنیز : یا برده مونث ، زنی که انسان آن را خریداری کند .
  2. ...

نکته : مرد صاحب کنیز می تواند همانند همسر خود از او بچه دار شود و بچه وی فرزند او و از ورثه وی حساب می شوند .

دراینکه زنان وکودکان کفار درفرض جنگ بامسلمانان یاحداقل تشویق دشمن اسیرمی شوندیا نه اختلاف بوده وقران به استرقاق اشاره نکرده بلکه درحصروامامنابعدوامافدا ان را نفی می کند وبرخی فرق صدراسلام نیز گرفتن کنیزرابدعت می دانستندمانند حمزیه خوارج ر.ک مقاله نوادرفقهی خوارج ومعتزله دراینکه مالک کنیز می توانسته بااوهمبسترشود نیزاختلاف بوده وازقدماامثال حسن بصری نزدیکی باملک یمین راجایز نمی دانستند===برگردان‌ها====

انگلیسی
bondwoman