پرش به محتوا

کوره

از ویکی‌واژه

[نیازمند منبع]

فارسی

[ویرایش]

ریشه‌شناسی

[ویرایش]

آوایش

[ویرایش]
  • /کورِه/

اسم

[ویرایش]

کوره

  1. در فارسی به معنی راه، راه باریک و ناهموار.
  2. ده کم جمعیت که چندان آبادی نداشته باشد.
  3. بخش، قسمتی از مملکت. خره و خوره هم گفته می‌شود.
  4. آتشدان، تنور، اجاق سرپوشیده. ؛از ~ دررفتن کنایه از: سخت خشمگین شدن.
  5. کورَه در گویش لری به معنی کورِه.
  6. کوره‌کردن: سوختن (نه سوزاندن) مثلاً کوره‌کردن دل (سوختن دل) در یک بیت از سرود دایه‌دایه← دلت سیم کورَه نکرد مِه مرد جنگِم/ عاشق گلوله و ناله تفنگِم

واژه‌های مشتق شده

[ویرایش]
ترجمه

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین