کیوان

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

(کِ)

اسم[ویرایش]

  1. سیارة زحل.دایی

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین


  1. نام کوچک مذکر ایرانی
  2. کیوان ازترکیب دو بخش کی و وان بوجود آمده که هر دو ریشه درزبان پهلوی دارد.
  3. کی دو معنی نزدیک به هم دارد

کی=شاهنشاه وان به معنای هستی و جهان است به همین دلیل نام سیاره زحل به استنباط حلقه زیبای همچون تاج زحل در فرهنگ اساتیری کهن و نجوم کهن پادشاه گیتی نام گذاری و با بخش اول "کی"به معنای شاه و بخش دوم "وان" به معنای گیتی نام گذاری گردید و زحل را کیوان خواندند

ریشه‌شناسی[ویرایش]

وان=بان=پسوندی که وقتی به آخر کلمه ای افزوده می شود معنی نگهدارنده، خادم و محافظ دارد مانند : دشتوان- گله وان- در وان ....(رجوع شود به فرهنگ عمید)

  1. در فارسی دری وان به بان تبدیل شده و کلمات زیادی با آن ساخته شده است مانند :
  2. دربان – دروازه بان – شتربان ......
  1. بنا بر این یکی از معنا های کیوان می شود : محافظ شاه

البته معنای دیگر کیوان نام ششمین سیّاره منظومه شمسی است. این سیاره را پیشینیان خادم پیر، خادم سپهر یا پاسبان فلک می نامیدند (رجوع شود به فرهنگ عمید)

  1. از اینرو دو معنای کیوان را می توان بهم نزدیک دانست.

K+1=k1