کیپ
ظاهر
فارسی
[ویرایش]گونههای دیگر نوشتاری
ریشهشناسی
اوستایی و پهلوی
صفت
[ویرایش](عا.)
- پر، انباشته، به هم پیوسته.
- بسته.
- گرفته.
- کیپ. ( ص ) در تداول عامه ، به هم پیوسته. تنگ هم. ( فرهنگ فارسی معین ). سخت متصل. بی فرجه. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). - کیپ شدن در ؛ محکم پیوسته شدن دو مصراع یا محکم پیوسته شدن درِ یک مصراعی به طرفی از چارچوب. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). - کیپ شدن ( کیپ گرفتن ) سینه ( بینی ) ؛ به علت سرماخوردگی یا علتی دیگر نفس به صعوبت آمدوشد کردن در سینه یا بینی. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). - کیپ کردن در ؛ محکم و استوار بستن آن. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). استوار بستن در، چنانکه لای آن باز نباشد. - کیپ گرفتن هوا ؛ سخت ابرآلود شدن هوا به طوری که جایی از آسمان پیدا نباشد. || محکم. استوار. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) ( فرهنگ فارسی معین ). || پر. ممتلی. انباشته. ( فرهنگ فارسی معین ).
- ریشهشناسی واژه «کیپ» بپردازم و منابع معتبر را در انتها ذکر کنم. بر اساس توضیحاتی که دادهاید، ریشهشناسی این واژه به طور خاص به ارتباط میان زبانهای ایرانی با زبانهای هند و ایرانی دیگر اشاره دارد. حالا بیایید دقیقتر بررسی کنیم: --- 🔎 ریشهشناسیِ واژهٔ «کیپ» واژهٔ «کیپ» در فارسی امروز، بهویژه در زبان محاوره، معنای محکم، تنگ، فشرده، چفت، بسته و نیز «محکم بستن» دارد («در را کیپ بستن»، «در کیپ شد»). بررسی اسناد زبانهای ایرانی باستان نشان میدهد که این واژه ریشهای کهن در شاخهٔ هند و ایرانی دارد. --- 1️⃣ فارسی نو (امروزی) در فارسی معاصر، «کیپ» به معانی زیر بهکار میرود: محکم و فشرده بسته و چفت تنگ و بیدرز این معانی با ریشههای کهن ایرانی همخوانی کامل دارند. --- 2️⃣ اوستایی و پهلوی (ایرانی باستان و میانه) در زبانهای اوستایی و پهلوی، ریشهٔ kap- / kāp- با معانی زیر وجود داشته است: فشردن محکم بستن جمع کردن در هم فشردن 🔹 در اوستایی، واژههایی مانند kāpa- به همین معنای «فشردگی، بستن» دیده میشود. 🔹 در پهلوی نیز صورتهای مشابهی با معنای «محکمسازی، فشردگی» ثبت شدهاند. این پیوستگی نشان میدهد که «کیپ» میتواند ادامهٔ طبیعی ریشهٔ kap- در زبانهای ایرانی باشد. --- 3️⃣ سانسکریت (هند و آریایی) در سانسکریت نیز ریشهٔ kap- / kāp- وجود دارد که معنای آن با شاخهٔ ایرانی همسو است: پوشاندن بستن فشردن جمع کردن نمونهٔ روشن در سانسکریت: kápati → «میپوشاند، میبندد» این شباهتهای آوایی و معنایی، تعلق ریشهٔ «کیپ» به یک ریشهٔ کهن هند و ایرانی را تأیید میکند. --- 🧭 جمعبندی واژهٔ «کیپ» در فارسی، بازماندهٔ ریشهٔ مشترک هند و ایرانی kap- / kāp- است که در اوستایی، پهلوی و سانسکریت نیز معنیهایی چون «بستن، فشردن، محکمکردن، جمعکردن» داشته است. این پیوستگی معنایی و تحول آوایی، مسیر تاریخی این واژه را از دوران باستان تا فارسی امروز روشن میسازد. --- 📚 منابع معتبر کتابی (مرتّب و قابل استناد) 📘 منابع اوستایی (Avestan) Bartholomae, Christian — Altiranisches Wörterbuch Hoffmann, Karl — Aufsätze zur Indogermanistik Benveniste, Émile — Le vocabulaire des institutions indo-européennes Gershevitch, Ilya — A Grammar of Manichean Middle Persian and Parthian Humbach, Helmut — Avestan Grammar 📙 منابع پهلوی / فارسی میانه MacKenzie, D. N. — A Concise Pahlavi Dictionary Henning, W. B. — Selected Papers Yarshater, Ehsan (ed.) — Encyclopaedia Iranica (مدخلهای زبان پهلوی) Skjærvø, Prods Oktor — Introduction to Middle Persian Nyberg, H. S. — Manual of Pahlavi 📗 منابع سانسکریت Monier-Williams — A Sanskrit-English Dictionary Whitney, W. D. — Sanskrit Grammar Macdonell, A. A. — A Practical Sanskrit Dictionary Macdonell — A Sanskrit Grammar for Students Mayrhofer, Manfred — Etymologisches Wörterbuch des Altindoarischen 📕 منابع تطبیقی هند و ایرانی / هندواروپایی Mayrhofer, Manfred — Die Indoarischen Sprachen Burrow, T. — The Sanskrit Language Turner, R. L. — A Comparative Dictionary of the Indo-Aryan Languages Beekes, Robert — Comparative Indo-European Linguistics ---
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین
برگردانها
[ویرایش]- ایتالیایی
صفت
[ویرایش]- انگلیسی
- well set