پرش به محتوا

گرنج

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

(گُ رِ)

اسم

[ویرایش]
  1. چین، شکن.
  2. کنج، گوشه، بیغوله.
  3. (کهن) برنج.[۱]

منابع

[ویرایش]
  1. فرهنگ بزرگ سخن، به سرپرستی حسن انوری
  • فرهنگ فارسی، محمد معین، تهران: انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۱.
  • فرهنگ بزرگ سخن، به سرپرستی حسن انوری، تهران: انتشارات سخن، چاپ اول، ۱۳۸۱.