گستاخ

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(گُ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

صفت[ویرایش]

  1. جسور، بی ادب.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین


ریشه‌شناسی[ویرایش]

  1. پهلوی

آوایش[ویرایش]

صفت[ویرایش]

  • پهلوی ویستاخْو ، ارمنی وسته ، پارسی باستان احتمالاً ویست هوا . (حاشیه برهان قاطع چ معین )

. بی‌ادب و دلیر و تند باشد. شوخ و چالاک و بی‌ادب.

. بی‌پروا. متهور.

  1. بی‌پرده . صریح.
  2.  ::مثال:
پذیره فرستاد شمّاخ را -- چه مایه دلیران گستاخ را (فردوسی)
باز گستاخان ادب بگذاشتند -- چون گدایان زله ها برداشتند (مولوی)

برگردان‌ها[ویرایش]

ایتالیایی

صفت[ویرایش]

prepotente

impertinente

صفت[ویرایش]

sfacciato

انگلیسی
wanton