abut

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

انگلیسی[ویرایش]

فعل[ویرایش]

  1. نزدیک بودن
  1. هم مرزبودن٫مماس بودن٫دریک انتهابا چیزی تماس داشتن(باon)

٫ویاروی چیزی قرار داشتن(باupon)