constrain

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

انگلیسی[ویرایش]

فعل[ویرایش]

constrain (سوم شخص مفرد از حال ساده constrains, حال استمراری constraining, گذشته ساده و اسم مفعولی constrained)

  1. کنترل و محدود کردن چیزی:
    The country's progress was constrained by a leader who refused to look forward.
  2. محدود کردن آزادی، یا روش رشد یا پرورش کسی:
    Rising energy costs are constraining consumer and business spending.

برگردان‌ها[ویرایش]