hack

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

انگلیسی[ویرایش]

فعل[ویرایش]

hack (سوم شخص مفرد از حال ساده hacks, حال استمراری hacking, گذشته ساده و اسم مفعولی hacked)

  1. زخم‌زدن
  2. خردکردن