slice

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

انگلیسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

slice (جمع slices)

  1. یه تکه، اغلب نازک، تخت از غذا که از یه تکه‌ی بزرگتر بریده شده:
    a slice of bread/cake
    cucumber/lemon slices
    Would you like another slice of ham/beef?
  2. یه بخش از چیزی، مانند یه مقدار از پول:
    We agreed before we did the deal that we'd both take an equal slice of the profit.
    The film presents us with a fascinating slice of history.
  3. یه وسیله‌ی آشپزخانه با سر پهن، که برای کشیدن تکه‌های غذا استفاده می‌شود:
    a cake/fish slice
  4. در تنیس، عمل ضربه زدن به توپ به‌شکلی که پس از برخورد به زمین خیلی بالا نمی‌آید:
    That wonderful backhand slice of Maria's sends the ball where her opponent just can't reach it.
  5. در ورزش‌های گلف و بیسبال، عمل ضربه زدن به توپ به‌شکلی که به‌جای مستقیم رفتن، به یه سمت منحرف می‌شود.

برگردان‌ها[ویرایش]

فعل[ویرایش]

slice (سوم شخص مفرد حال ساده slices، حال استمراری slicing، گذشته ساده و گذشته استمراری sliced)

  1. بریدن چیزی به تکه‌های تخت، نازک:
    Slice the mushrooms thinly and fry in butter.
    Could you slice me a very thin piece of cake/slice a very thin piece of cake
  2. به سادگی قطع کردن یا بریدن چیزی با چاقوی تیز:
    He screamed as the blade sliced into his leg.
    She watched his slim strong body as it sliced effortlessly through the water.
  3. در ورزش‌های گلف و بیسبال، ضربه زدن به توپ به‌شکلی که به‌جای مستقیم رفتن، به سمتی منحرف شود:
    Sara sliced the ball, sending it a hundred yards or so to the left.
  4. در ورزش تنیس، ضربه زدن به توپ به‌شکلی که پس از برخورد با زمین خیلی بالا نیاید.

برگردان‌ها[ویرایش]