transform

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

انگلیسی[ویرایش]

فعل[ویرایش]

transform (سوم شخص مفرد حال ساده transforms، حال استمراری transforming، گذشته ساده و گذشته استمراری transformed)

  1. دگرشکلاندن؛ ترادیسیدن؛ دگردیسیدن:
    Computers have transformed the way work is done.
    Salinas dramatically transformed the country’s economy.
    The reorganization will transform the entertainment industry.