آباد

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

فارسی[ویرایش]

  • پهلوی
صفت
  1. معمور، دایر.
  2. مزروع، کاشته.
  3. پر، سرشار.
  4. سالم.
  5. منظم، سامان.
  6. شادمان، خرم.
  7. مرفه.
  • عربی
اسم
جمعِ ابد
  1. جاوید بودن‌ها.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

عربی[ویرایش]

انگلیسی
reclamation