باب

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] اسم

  1. در، دروازه.
  2. بخشی از کتاب.
  3. تنگة میان دو خشکی.
  4. واحدی برای شمارش خانه و مغازه.
  5. قسم، گونه.
  6. بارة، خصوص: در باب فلانی.
  7. بارگاه سلطان.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] صفت

  1. درخور، شایسته، لای

[ویرایش] قید

  1. مرسوم، معمول. ؛ ~ طبع مطابق طب

[ویرایش] ریشه‌شناسی

  • عربی# ~ دندان هر چیز موافق با ذوق، غذای مطابق سلیقه.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] اسم

  1. بابا. بابو: پدر.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] برگردان‌ها

انگلیسی
strait
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر