به

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

صرافت کاری افتادن (بِ. صِ فَ تِ اُ دَ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

مصدر لازم[ویرایش]

  1. به انجام کاری وسوسه شدن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(بِ)

ریشه‌شناسی[ویرایش]

از فارسی میانه pad / pa

صفت[ویرایش]

  1. خوب، نیک.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(بِ)

حرف اضافه[ویرایش]

  1. به وسیلة، توسط.
  2. سوگند، قَسم مانند: به خدا، به جان تو.
  3. به سویی، به طرف.
  4. برای، به خاطر.
  5. بر روی، بر.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

اسم[ویرایش]

  1. درختی است مانند درخت سیب که پشت برگ‌هایش کرک دار

استعاره[ویرایش]

  1. میوه اش زرد و خوشبو و کرکدار که در پاییز می‌رسد. میوه و تخم میوه اش برای سینه و ریه نافع

استعاره[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

برگردان‌ها[ویرایش]

ایتالیایی

حرف اضافه[ویرایش]

da

حرف اضافه[ویرایش]

a

انگلیسی
quincunx