بهار

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(بَ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

  1. از فارسی میانه wahār از فارسی باستان Vāhara

بهار در اصل بَــه + آر است به معنی آورنده بهترین ها .واژه « به » در بهمن و بهرام نیز وجود دارد .

اسم[ویرایش]

  1. اولین فصل سال شامل سه ماه: فروردین، اردیبهشت و خرداد.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

دادن (~. دَ)

  1. بتخانه، بتکده.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین
  1. بهار
  2. نخستین فصل سال خورشیدی. فصل ربیع است؛ یعنی بودن آفتاب در برج حمل و ثور و جوزا. فصل ربیع و آن در بلاد اقلیم چهارم و پنجم و ششم، مدت ماندن آفتاب است در حمل و ثور و جوزا و در اقلیم دوم و سوم مدت ماندن آفتاب در حوت و حمل. (غیاث )

. ربیع و آن بودن آفتاب در برج بره و گاو و دوپیکر باشد و آن مشهور است.

  1. گل و شکوفه‌ی هر درخت، عموماً و گل و شکوفه‌ی نارنج و سایر مرکبات، خصوصاً.

آوایش[ویرایش]

[bahār]، /بَهار/

برگردان‌ها[ویرایش]


ریشه‌شناسی[ویرایش]

  1. |+فصل‌ها
  2. |-

! بهار !! تابستان !! پاییز !! زمستان

  1. |}

مصدر لازم[ویرایش]

  1. در فصل بهار، با لشکر در جایی اقامت کردن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

ایتالیایی

اسم[ویرایش]

primavera

انگلیسی
spring