بی قرار

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

[ویرایش] فارسی

(قَ)

[ویرایش] صفت مرکب

  1. ناپایدار، بی ثبات.
  2. بی صبر، ناشکیبا.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار