جدول

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(جَ وَ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. نهر کوچک.
  2. جوی آب.
  3. لبة جوی آب.
  4. مربعی شطرنجی که بر خانه‌های آن حرف یا عدد نویسند. ؛ ~ ضرب جدولی که در آن حاصل ضرب اعداد را می‌نویسند. ؛ ~ ِ کلمات متقاطع جدولی که برای سرگرمی طررح ریزی می‌شود و باید خانه‌های آن را با کلمات مربوط به پاسخ سوالات مطرح شده تکمیل کرد.
  5. طرح، نقشه.
  6. نمودار.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

ایتالیایی

اسم[ویرایش]

tabella

cruciverba

اسم[ویرایش]

schema

انگلیسی
tableau