خاک

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] اسم

  1. رویة زمین که باعث رویاندن نباتات می‌شود، تراب.
  2. مملکت، کشور.
  3. گور، قبر، گورستان.
  4. چیز بی قدر ؛ ~ بر سر شدن کنایه از: سخت بی نوا شدن، دچار رویدادی بسیار غم انگیز شدن. ؛ به ~افتادن کنایه از: زبون شدن. ؛ به ~ افکندن کنایه از: شکست دادن.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] اسم

  1. مخلوطی از مواد معدنی و آلی
  2. کشور یا منطقه

[ویرایش] برگردان‌ها

  • انگلیسی:soil
ایتالیایی

[ویرایش] اسم

polvere

terreno

[ویرایش] اسم

suolo

انگلیسی
territory
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر