خط

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(خَ طّ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. اثر و نشانة قلم بر کاغذ و غیره.
  2. نوشته.
  3. نویسندگی.
  4. فرمان.
  5. کنایه از: موی صورت که تازه در آمده.
  6. فاصلة بین دو نقطه (ریاضی)
  1. مسیر ویژة رفت و آمد پیوستة یک یا چند وسیلة نقلیه.
  2. خوشنویسی ،بطور مثال خطوط ششگانه ابن مقله و خطوط چهارده گانه سبحان مهرداد محمدپور
  3. مرام، مسلک.
  4. دستگاه انتقال یا جابه جایی چیزی در مسیر یا منطقه‌ای مشخص به وسیلة لوله‌ها، سیم‌ها و مانند آن‌ها: خط گاز، خط لوله.
  5. ردیف، صف. ؛ ~و نشان کشیدن (کن.)

تهدید کردن. ؛~بر آب دادن (کن.)

ناپایدار و از بین رفتنی. ؛~ خرچنگ قورباغه (کن.)

شیوة نوشتن ناشیانه، ناهموار و بد. ؛ در ~بودن (کن.)

  1. در امان بودن، تحت حضانت بودن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

| width=1% | |bgcolor="#FFFFE0" valign=top width=48%|

ایتالیایی

اسم[ویرایش]

linea

striscia

ortografia

scrittura

اسم[ویرایش]

riga

انگلیسی
writing