داد

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] اسم

  1. قانون.
  2. عدالت، انصاف.
  3. بانگ، فغان. ؛~ سخن دادن سخنوری کردن، نطق کردن. ؛~ کسی به هوا رفتن فریادش برخاستن.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

و ستد (دُ س ِ تَ) (م

  1. عطا کردن.
  2. بخشش، عطا.
  3. بهره، نصیب.
  4. گوشه‌ای در دستگاه ماهور. ؛ ~ و ستد دادن و گرفتن.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین


[ویرایش] صفت مرکب

  1. ،
  1. فروش و خرید، معامله، تجارت.
  2. دادن و گرفتن.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] اسم

  1. عدل و انصاف. عدالت
  2. قانون

[ویرایش] واژه‌های وابسته

چه وزن آورد جايي انبان باد / كه ميزان عدل است و ديوان داد ؟ (سعدی)

[ویرایش] آوایش

[ویرایش] نویسه گردانی

[ویرایش] برگردان‌ها

ایتالیایی

[ویرایش] اسم

urlo

انگلیسی
vociferation
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر