داد
از ویکیواژه
محتویات |
[ویرایش] فارسی
[ویرایش] ریشهشناسی
[ویرایش] اسم
- قانون.
- عدالت، انصاف.
- بانگ، فغان. ؛~ سخن دادن سخنوری کردن، نطق کردن. ؛~ کسی به هوا رفتن فریادش برخاستن.
[ویرایش] منابع
- فرهنگ لغت معین
و ستد (دُ س ِ تَ) (م
- عطا کردن.
- بخشش، عطا.
- بهره، نصیب.
- گوشهای در دستگاه ماهور. ؛ ~ و ستد دادن و گرفتن.
[ویرایش] منابع
- فرهنگ لغت معین
| این سرواژه نیازمند ویکیسازی است. لطفاً با توجه به راهنمای ویرایش و شیوهنامه، محتوای آن را بهبود بخشید. |
[ویرایش] صفت مرکب
- ،
- فروش و خرید، معامله، تجارت.
- دادن و گرفتن.
[ویرایش] منابع
- فرهنگ لغت معین
(م
[ویرایش] اسم
[ویرایش] واژههای وابسته
چه وزن آورد جايي انبان باد / كه ميزان عدل است و ديوان داد ؟ (سعدی)
[ویرایش] آوایش
- /داد/؛ SAMPA: /dAd
[ویرایش] نویسه گردانی
- Unipers: dâd
[ویرایش] برگردانها
|
- ایتالیایی
[ویرایش] اسم
- انگلیسی
- vociferation
- squeal
- shout
- ruction
- outcry
- justice
- greet
- wrangle
- vociferant
- vociferance
- vary
- uproar
- treaty
- trade
- stipulation
- squabble
- scrimmage
- root
- roar
- riot
- revenger
- rampage
- jangle
- intercourse
- incident
- habble
- free for all
- did
- cry
- clepe
- chaffer
- broil
- brannigan
- bawl
- bargain
- vend
- transact
- traffick
- traffic
- termagant
- social contract
- rowdy
- merchant
- medium of exchange
- market
- happenstance
- contretemps
- clamorous
- whimper
- subcontract
- hue and cry
- default
- convention
- truce
- romp
- roil
- indenture
- fussy
- romper
- market research
- self execuiting