رخ

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

(~.)

محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] اسم

  1. یکی از مهره‌های شطرنج که به شکل برج

[ویرایش] استعاره

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] اسم

  1. پرنده‌ای موهوم و بزرگ مانند سیمرغ و عنقا.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(رُ)

  1. گونه، چهره، هر یک از دو طرف گونه.
  2. سوی، طرف.
  3. عنان اسب، افسار.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(رَ)

  1. رخنه، شکاف.
  2. خط‌هایی که از کشیدن سوهان بر روی فلزات ایجاد شود.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

[ویرایش] صفت

[ویرایش] اسم

  1. جنگجو، پهلوان.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] برگردان‌ها


[ویرایش] برگردان‌ها


[ویرایش] برگردان‌ها


جستجو در ویکی‌پدیا ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ رخ دارد
انگلیسی
visage
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر