فرز

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

فارسی[ویرایش]

(فِ رْ)

صفت[ویرایش]

(عا.)

  1. چابک، چالاک.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

اسم[ویرایش]

  1. سبزی ای که در غایت تری و طراوت باشد. فرزد، فریز، فریس، فرزه، پریز، فریژ و فریج نیز گفته می‌شود.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

صفت[ویرایش]

  1. چست
  2. چابک
  3. چالاک
  4. تند و سریع

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
swift